بشنو از نی چون حکایت میکند

روز مبادا

وقتی تو نیستی
نه هست های ما
 چونانکه بایدند
 نه باید ها ...
مثل همیشه آخر حرفم
 و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
 لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم :
باشد برای روز مبادا !
اما
 در صفحه های تقویم
 روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
 اما کسی چه می داند ؟
شاید
 امروز نیز روز مبادا باشد!
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
 چونانکه بایدند
نه باید ها ...
هر روز بی تو
 روز مباداست !

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۳ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ توسط زیستن نظرات () |

 

تردید نکن سپیده سرخواهد زد

خواب ازسرمان دوباره پرخواهد زد

 تردید نکن کسی ز نسل خورشید ،

بر ریشه ی خشک شب تبرخواهد زد

دستان سحر به استخاره روزی ،

 تسبیح به قصد خیر و شر خواهد زد .

طوفان زده ایم وناخدایی ازنو،

درموج بلا دل به خطر خواهد زد .

بازوی عدالتی دگر می آید،

تیپا به بساط زور و زر خواهد زد .

 یک روز اراده ی بشر زنجیری ،

بر پای همین قضا قدر خواهد زد.

این آتش خفته زیر خاکستر باز ،

صد شعله به جان خشک و تر خواهد زد .

هر (قاصدکی) پیام بیداری را

بر دوش گرفته ، باز در خواهد زد

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط زیستن نظرات () |

 

تردید نکن سپیده سرخواهد زد

خواب ازسرمان دوباره پرخواهد زد

 تردید نکن کسی ز نسل خورشید ،

بر ریشه ی خشک شب تبرخواهد زد

دستان سحر به استخاره روزی ،

 تسبیح به قصد خیر و شر خواهد زد .

طوفان زده ایم وناخدایی ازنو،

درموج بلا دل به خطر خواهد زد .

بازوی عدالتی دگر می آید،

تیپا به بساط زور و زر خواهد زد .

 یک روز اراده ی بشر زنجیری ،

بر پای همین قضا قدر خواهد زد.

این آتش خفته زیر خاکستر باز ،

صد شعله به جان خشک و تر خواهد زد .

هر (قاصدکی) پیام بیداری را

بر دوش گرفته ، باز در خواهد زد

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط زیستن نظرات () |

عشق در لحظه پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان. این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
عشق ، معیارها را در هم می ریزد، دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود.
عشق ناگهان و نا خواسته شعله می کشد، دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد.
عشق قانون نمی شناسد، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفی است.
عشق فوران می کند-چون آتشفشان ، و شره می کند- چون آبشاری عظیم .
دوست داشتن جاری می شود – چون رودخانه ای بر بستری با شیب نرم.
عشق ویران کردن خویشتن است، دوست داشتن ، ساختنی عظیم.
عشق دق الباب نمی کند، مودب نیست، حرف شنو نیست، درس خوانده نیست، درویش نیست،حسابگر نیست ،سر به زیر نیست، مطیع نیست......
عشق دیوار را باور نمی کند، کوه را باور نمی کند، گرداب را باور نمی کند، زخم دهان باز کرده را باور نمی کند، مرگ را باور نمی کند.....
عشق در وهله ی پیدایی دوست داشتن را نفی می کند، نادیده می گیرد،پس میزند،له می کند و میگذرد.
دوست داشتن نیز ناگزیردر امتداد زمان عشق را دود می کند، به آسمان می فرستد، و چون خاطره یی حرام ، فرشته ی نگهبانی بر آن می گمارد. عشق ، سحر است، دوست داشتن ، باطل السحر.
عشق و دوست داشتن از پی هم می آیند. اما هرگز در یک خانه منزل نمی کنند.
عشق انقلاب است ، دوست داشتن، اصلاح.
میان عشق و دوست داشتن هیچ نقطه مشترکی نیست.
از دوست داشتن به عشق می توان رسید واز عشق به دوست داشتن.
اما به هر حال این حرکت از خود به خود نیست.از نوعی به نوعی است. از خمیره ای به خمیره ای.....و فاصله ایست ابدی میان عشق و دوست داشتن، که برای پیمودن این فاصله یا باید پرید یا باید فروچکید.....

بر گرفته از کتاب آتش بدون دود-نادر ابراهیمی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۳٠ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ توسط زیستن نظرات () |

عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است       
دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می‌گیرد
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد     
 دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند
عشق طوفانی و متلاطم است     
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست      
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می‌کند و باخود به قله‌ی بلند اشراق می‌برد
عشق زیبایی‌های دلخواه را در معشوق می‌آفریند      
 دوست داشتن زیبایی‌های دلخواه را در دوست می‌بیند و می‌یابد
عشق یک فریب بزرگ و قوی است   
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق
عشق در دریا غرق شدن است      
دوست داشتن در دریا شنا کردن
عشق بینایی را می‌گیرد        
 دوست داشتن بینایی می‌دهد
عشق خشن است و شدید و ناپایدار        
 دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار
عشق همواره با شک آلوده است        
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر
از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می‌شویم        
 از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر
عشق نیرویی است در عاشق،که او را به معشوق می‌کشاند        
دوست داشتن جاذبه ای در دوست، که دوست را به دوست می‌برد
عشق تملک معشوق است        
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست
عشق معشوق را مجهول و گمنام می‌خواهد تا در انحصار او بماند       
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز می‌خواهد و می‌خواهد که همه‌ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند
در عشق رقیب منفور است،        
در دوست داشتن است که: ”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
عشق معشوق را طعمه‌ی خویش می‌بیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
 و اگر ربود با هر دو دشمنی می‌ورزد و معشوق نیز منفور می‌گردد
دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است      
یک ابدیت بی مرز است، که از جنس این عالم نیست
دکتر علی شریعتی
نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۳٠ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ توسط زیستن نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۸ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط زیستن نظرات () |

تا ما را خاموش کنند

تو را به آتش کشیدند

 

فریاد ما تُـنـدر شد

و خاموشی تو ولوله در جهان انداخت.

 

تورا زدند تا آهی به لب نیاید

و آه ها عصیان شد.

 

تو را زدند

تا دست های به آسمان رفته بی رمق شوند

و دست ها مشت  شدند.

 

تو را زدند

تا ما سخن از حق  نرانیم

و جهان دادخواه تو گشت .

 

پرنده را نشانه رفتند تا  پرواز را بشکنند.

ولی پرواز،

 بیکران،

چون زمین و چون زمان

 همچنان

پر توان  است و بی زوال.

 

از تهران تا توکیو ،

از کامچاتکا تا کالیفرنیا

بر بیداد  شوریده اند،

 بیدادی  که بر تو رفت،

و امروز از سیدنی تا سوئد

 دست در دست ما نهاده اند

که ندا، ندای ماست

 ندا در ماست ،

ندا از ماست.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٧ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ توسط زیستن نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢٩ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط زیستن نظرات () |


Design By : Night Skin